گنج رمان

بهترین رمان های اینترنتی

گنج رمان

بهترین رمان های اینترنتی

Google

در گنج رمان
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
به وبلاگ گنج رمان خوش آمدید .

تعداد رمان ها : حدود 275

سلام
من برگشتم ! ( 92/8/3 )
هدف جدید : تبدیل گنج رمان به بهترین و پربازدیدترین وبلاگ رمان ،البته با کمک و همراهی شما
مشکل 5000 پست کذایی ! هم حل شده .
یه عذرخواهی هم به کسانی که جواب نظراتشون رو طی چند ماه گذشته ندادم بدهکارم .
رمان ها رو بر اساس حروف الفبا در بالای وبلاگ طبقه بندی کردم . همینطور نام نویسنده ی هر رمان در جلوی اون درج کردم.
برنامه های قبلی رو ادامه می دم و به فکر ابتکارات جدید هم خواهم بود .

نکته ی مهم : این وبلاگ حاوی 2 پاپ آپ است .
تبلیغات
Bayanbox.ir صندوق بیان Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم
رمان های کامل
رمان های جدید ناتمام
آخرین نظرات شما عزیزان

39 مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رمان بی قراره قلبم» ثبت شده است

این منم...یه عروس سفید پوش با دسته گلی از روزهای لب صورتی و توری از حریر دور خامه دوزی شده که تا روی صورتم پایین اومده...
جریان سرنوشت منو کشوند به این مسیر... 3ماه پیش بود که دنیا برام شفاف و عسلی شدن و حالا... بعد از 3ماه... بعد از بررسی جوانب کار... بعد از اطمینان قلبی خونوادم... بعد ازروشن شدن تمام ابهامات... اینجا واستادم...
و حالا این منم... روبه روی مردی که تو این آغاز تا پایان کنارم میمونه... اینو از تو چشماش میخونم که میخواد کنارم بمونه...
از چشمای براقش که مثل شامپاین مست کننده و مثل عسل شیرینن... از نگاه گرمش که مستقیم روی روحم تاثیر میزاره...
ومن یک آرزو دارم... اینکه حرف این چشما تا آخرش، تصویر من باشه... برق نگاهش فقط قلب منو بلرزونه و گرماش فقط وجود منو گرم کنه...
اینا آرزوهایی ان که همه زمان ازدواجشون دارن... پس نیاین بگین چقدر رویایی و غیر واقعی !!!!!
با فلسفه ی ازدواج کاری ندارم... اینکه یه دیدگاه مذهبیه و مثلا ما مذهب کارن و برای ازدواج انتخاب کردیم... یا اینکه قواعد خاص خوشو داره... و باید با اون قواعد شکل بگیره...
برای من ازدواج فقط یک پیمان همگانی و شجاعانه است برای شروع یک زندگی خصوصی...
این یک مرحله گذاره... برای رسیدن به چیزایی که به تنهایی نمی تونی داشته باشیشون... مثل پر شدن حس خلاء توی قلبت که ماله نیمه دیگه وجودته... خوندن حرکت لبهای کارن کار سختی نیست... یک جمله کوتاهه دو کلمه ای( با ترجمه میشه 3کلمه)
- بهم اعتماد کن...
دیگه صدای زمزمه اون مرد که بهش می گن عاقد نمیاد... فقط چندین جفت چشمن که دارن منو نگاه می کنن...
نمی دونم چی میگم... یک کلمه که حتی معنیشم نمی دونم... ولی این کلمه مثل بریدن ربان قرمز مراسم افتتاحیه میمونه... همون زمانی که همه ی مرزها برای رونمایی شکسته میشه...
صدای خنده ها نشون دهنده ی اینکه همه خوشحالن... و لبخند من نشون دهنده ی اینه که راضیم... از انتخابم... از مسیری که دارم واردش میشم...
دستای کارن برای رونمایی از عروسش جلو میاد... هیجان دستاش محسوس و لذت بخشن... بخش پلید ذهنم از این لرزش کیفوره...
تور حریر با آرامش از صورتم کنار میره و تصویر چشمای گرم کارن واضح تر از هرزمان دیگه ای میشه...
کاش تنها بودیم... تنهای تنها... حتی شما خواننده های محترم هم نبودین... اونوقت... اااام... خوب قرار نیست شما بدونین اونوقت چی میشد!!!!
دستامو به با اعتماد به وجودش تو دستاش میزارم... منو به سمت خودش میکشه ... با میل پیشونیمو برای گرفتن یک بوسه در اختیارش قرار میدم و خودمو به گرمای آغوشش می سپرم... قلبم بی قراره... و من میــــمیرم برای این بی قراری...
فکر نکنین این یک پایانه... این فقط یک شروعه... شروعی که از یک پایان آغاز میشه...!
آهنگ زیبای مادمازل رو در ادام داستان ب کارن و انی تقدیم میکنم... با آرزوی خوشبختی ابدیشون!!
هی تنهایی بی صدایی از تکرار ترسیدم

زخمو دردا ترس از فردا به پوچی رسیدم

با تو فراموشم میشه واسه یه همیشه دستای سردم

با تو فراموشم میشه واسه همیشه ترکهای قلبم

منو ببر از ویرنی از ابرای بارونی تو حرفای نگفتمو میدونی

از این کوچه با تو میرم چون توی مسیرم

مثل خورشید صبح امید تو دستت جون میگیرم

با تو فراموشم میشه واسه یه همیشه دستای سردم

با تو فراموشم میشه واسه همیشه ترکهای قلبم

منو ببر از ویرنی از ابرای بارونی تو حرفای نگفتمو میدونی
با تو فراموشم میشه واسه ی همیشه دستای سردم
با تو فراموشم میشه واسه ی همیشه ترکای قلبم
پایان
آزی دان
30/10/1391

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۱:۲۰
× بستن تبلیغات


تحلیل آمار سایت و وبلاگ